در ستایش گفتمان آزادی: نسخه ای تازه از چپ اسلامی
«می خواهم از اختیار، اراده و آزادی صحبت کنم» 1
احمدی نژاد با گفتن این جمله نشان داد که نه «تذکّر» به گفتمان انقلاب اسلامی و نه حتی «بازگشت به آرمانهای 57» بلکه «احیا»ی گفتمان انقلاب اسلامی را رسالت خود قرار داده است. احمدی نژاد حالا قلب «راست گرایی» چه مسلمان یا سکولار، چه اصولگرا یا جمهوری خواه و چه اصلاح طلب یا دموکرات را هدف گرفته است. او جرأت کرده است که به سنگینترین و دشوارترین وادی تعالی خواهان «وادی آزادی» پای بگذارد.
شکی نیست که گفتمان انقلاب اسلامی در چهارمین دهه حیات جمهوری اسلامی در مرداب تاریک و قهقرای سراب گونه و سیاهچال خواب کنندهی «راست گرایانِ» پنهان شده زیر عبای «نظام ولایت فقیه»، سخت به انحطاط و اندراس کشیده شده است و دور نیست روزگاری که پیام آن چون پیام رهاییبخش محمّدی که به اسارت دستگاه جاهلی خلافت درآمد و تا قرنها بخش عمدهی الهیات و فلسفه سیاسی اسلام را مسموم کرد، در اسارت راست گرایان فروبمیرد تا شاید «شیعیانِ شیعیانی» سالها بعد ظهور کنند و پیام اصیل الهیات رهایی بخش انقلاب اسلامی را از زیر تلّی از «الهیات اقتدارگرایانه» دوباره کشف کرده، از خمینی و یاران صدیقش به نیکی یاد کنند.
در روزگاری که واژگان همه به فحشا دچارند و هر مفهوم متعالی، رحم اجاره ای مقصودی ضد خود در خوانش راست است؛ در روزگاری که چون «مردم» بنویسی «طبقه متوسط» خوانده می شود و چون «عدالت» بنویسی «اعتدال» خوانده می شود؛ چون «ایران» بنویسی «دولت-ملت» خوانده می شود و چون «غرب ستیزی» بنویسی «تحجّر» ؛ چون «نقد فرهنگ مدرن» بنویسی «گشت ارشاد سرّی» خوانده می شود۲ و چون «نقد جامعه مجازی» بنویسی «بستن فکر و باز کردن شکم، بستن سیاست و باز کردن اقتصاد» خوانده می شود؛ چون «ضد امپریالیسم» بنویسی «بستن نمایشگاه کتاب با تئوریهای امریکایی امنیت» خوانده می شود و چون «اقتصاد مقاومتی» بنویسی «شاپینگ مال دو برابر بزرگتر از دوبی مال»۳ و چون «نقد توسعه» بنویسی «الگوی التقاطی پیشرفت اسلامی» خوانده می شود؛ چون «آوینی» بنویسی «زم» خوانده می شود و چون «خمینی» بنویسی «حفظ نظام» خوانده می شود و چون «سیاست» بنویسی «قدرت» خوانده می شود و چون «فلسفه» بنویسی «کلام» خوانده می شود و چون «اخلاق» بنویسی «فقه» خوانده می شود و چون «امامت» بنویسی «خلافت» خوانده می شود و چون «اسلام» بنویسی «ایدئولوژی»، در این زمانه عسرت معانی و هجرت اهل معنا و چپاول ارزشها و آبستنی سترونان، چیست که بتواند ما را از اسارت راست رها کند؟
«آزادی». آزادی مقدستر از آن می نمایاند که به دهان راست گرایان آلوده شود. اما نه! ساده لوحی است اگر بپنداریم «راستی» که کل قامت خویش را بر گوشت و استخوان «چپ» بنا کرده به این سهولت از لقمه دندان گیر «آزادی» گذشته باشد. بله چپ اسلامی انقلاب روزگاری گفت «آزادی» و منافقینی در صفوفشان خواندند «لیبرالیسم» و این آغاز پایان چپ نسل دوم انقلاب بود.
لیبرالیسم آن صورت کریه «آزادی راست» است تا افساری باشد بر دهان آزادی خواهان. لیبرالیسم همان آزادی بی خطر سوغات کاپیتالیسم است که نه از سرچشمه «سیاست» بلکه از مرداب «اقتصاد» سیراب می شود. لیبرالیسم صورت اخته شده ی آزادی است: آزادی حیوانات در چریدن، آزادی بردگان در مصرف، آزادی کاربران اینترنت در غفلت: آزادی افیون ها و ممنوعیت بیداری.
احمدی نژاد 96 بالاخره می خواهد حق انقلاب را از «راست های چپ نما» بستاند. تمام هویت نظام اسلامی در «آزادی خواهی» ریشه دارد. مگر رهبر کبیر نگفت که «استکبار ستیزی آزادی خواهی در مقیاس یک ملت است» پس چطور راست گرایان پرنفاق ریشه آزادی خواهی را می کنند و میوه ی آزادی خواهی را می طلبند؟ چگونه می شود مردم را به لیستی رأی دادن فراخواند و ظلم ستیزی از آنان خواست؟ چگونه می شود مردم را رمهی گوش به فرمان خواست اما بصیرت از آنان طلب نمود؟ چگونه می شود شعار رفاه داد و حمایت از فلسطین مطالبه کرد؟ گذر زمان بر ساده لوحانی چون ما جوانان انقلابی دهه چهارم آشکار کرده که تعارضی در کار نیست: ما جزء دوم را غلط می فهمیدیم: ما و رهبر می گفتیم «استقلال» آنها می خواندند «آبروی بین المللی» ما و رهبر می گفتیم «ظلم ستیزی» آنان می خواندند «اقتدار منطقه ای» ما و رهبر می گفتیم بصیرت آنها می خواندند «کیاست و زیرکی» ما و رهبر می گفتیم «فلسطین» آنها می خواندند «کرانه باختری» ما و رهبر می خواندیم «دشمن» آنها می خواندند «قدرت رقیب». ما و رهبر می گوییم «اسرائیل و امریکا» آنها می خوانند «عربستان و افراطی گری».
«آزادی» یک آرمان موهوم نیست، یک راهبرد سیاست داخلی است، یک راهبرد سیاست خارجی است، یک راهبرد برنامه ریزی اقتصادی است، یک راهبرد توسعه و تعالی است. آزادی هم شرط تعالی است، هم راه تعالی، هم نتیجه تعالی. آزادی عین تعالی است. تنها باید آنرا در جای جای زندگی به درستی معنا کرد و اقامه نمود.
احمدی نژاد 96 به خوبی دانسته است که «عدالت بدون آزادی، به اعتدال می انجامد». اعتدال، صورت استحاله شده ی عدالتخواهی چپ گرایانه احمدی نژاد 84 است که با قلب در راست به اعتدال مبدل شد. آزادی هم پیش از این در کوره ی پرقدرت راست به «لیبرالیسم» مستحیل گشته بود و حالا دوباره کسی آسیتن نجات بالا زده است. آیا احمدی نژاد 96 می تواند گفتمان انقلاب اسلامی را به کمک نور بیدارکننده و رهایی بخش «آزادی» در آستانه احتضار جمهوری اول و تولد جمهوری کاملاً عرفی دوم۴، بار دیگر زنده کند؟ پاسخ به این پرسش بیش از هر چیز به «تصمیم ما» وابسته است.
پی نوشت ۱: سخنرانی دیروز محمود احمدی نژاد در جیرفت
پی نوشت۲: اشاره به چاپ بدون اجازه مطلب بنده با عنوان «تمدن عریان» در روزنامه وطن امروز فردای خطبه آیت الله موحدی کرمانی در توجیه پلیس سری حجاب و ضرورت بسته شدن نمایشگاه کتاب
پی نوشت ۳: اشاره به گزارش روزنامه هفت صبح در روز ۷ اردیبهشت ۹۵ درباره ساخته شدن شاپینگ مال در منطقه ۲۲
پی نوشت ۴: اشاره به یادداشت آغازِ دردِ زایمانِ جمهوریِ دوم
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد