سپاه به مثابه یک نیروی چپ: پاسداران انقلاب اسلامی یا نظام اسلامی؟
«گفتمان امنیت ملّی» یکی از آن ستونهای قطور مشترک میان راست سنتی و حکومتی و راست مدرن، میان اصولگرایی و دولت اعتدال روحانی است که از قضا دیروز در آخرین سخنرانی از سلسله خطابه های «خودآگاهی فاطمی» آیت الله خامنه ای از اسفند 94 به بعد، مورد نقادی جدی قرار گرفت.
آیا «چپ بودن قوای نظامی» یک پارادوکس است؟ نیروهای نظامی همواره در ایران و جهان در مرکز نیروهای عرفی کننده جوامع انقلابی قرار داشته اند. اولویت قوای نظامی «حفظ نظم و نظام» و «حفظ و تقویت اقتدار» است و چه کسی است که نداند «نظم و نظامی گری» کانون جوشنده محافظه کاری و راست اندیشی و قتلگاه انقلابیگری و چپگروی است؟
در تصور عموم و البته در تصور تقریباً عمده ی مسئولین نظام جمهوری اسلامی شکافی عمیق و بس پرناشدنی میان چپ و راست برقرار است. آیت الله هاشمی رفسنجانی را نمی توان جریانی حاشیه ای یا حتی بخشی از نظام جمهوری اسلامی تلقی کرد. آیت الله هاشمی رفسنجانی تمام نظام جمهوری اسلامی منهای آیت الله خامنه ای است. آیت الله هاشمی رفسنجانی نماد مصلحت نظام در برابر آرمانخواهی به اجرا درنیامده ی انقلاب است. جناح راست و غالب یاران امام معتقدند که چپ اندیشه ای نظم زدا و نظم گریز است و لاجرم متعلق به پیش از انقلاب؛ و دقیقاً لحظه ای که قانون اساسی در رفراندوم ملت به تصویب می رسد روز مرگ چپ و «تشکیل صحنه سیاسی واقعی» ایران جدید است. صحنه سیاسی واقعی ای که در آن امام خمینی نه بعنوان رهبر انقلاب اسلامی بلکه بعنوان حاکم حکومت نوپای جمهوری اسلامی به «اداره»ی این «کشور» نوپا می پردازد. از آنروز به بعد چپ آرمانگرا، جهان وطن، تحول خواه و دائماً نقّاد موی دماغ حاکمیت است مگر آنکه از آرمانشهرسازی دست بردارد و وارد معادلات گردد.
اوج بروز این پارادوکسِ «جمع جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی» متعلق به نیروهای نظامیِ برآمده از «نهضتهای رهایی بخش صدر انقلاب» است که بر اساس پروتکل مأموریت مقدس «حفظ نظام» و «امنیت کشور» را بر عهده دارند و هیچ چیز نباید آنها را از این مأموریت مهم تضعیف کند. «گفتمان امنیت ملی جمهوری اسلامی» که حسن روحانی خود را مهمترین پایه گذار آن می داند، با چنین مبنایی ساخته می شود. در واقع گفتمان امنیت ملی در یک کلام چیزی نیست جز اولویت نظام بر انقلاب: اولویت امنیت بر آزادی، اولویت امنیت بر عدالت، اولویت امنیت بر مردم، اولویت امنیت بر امریکاستیزی و از همه مهمتر اولویت امنیت بر ارزشهای متعالیه اسلامی. حاصل همان منافقانه ترین چهره اسلام است که «حاج حیدرها» را به مسلخ می برد.[1] با رییس جمهور شدن حسن روحانی حالا همه چیز «تازه» سرجای خودش قرار گرفته است:
یکی از مباحث مهم و زیربنایی در این زمینه، همان بحثی است که کم و بیش هنوز در گوشه و کنار فضای ذهن نخبگان ما خلجان می کند و اینکه آیا می خواهیم «جمهوری اسلامی ایران» باشیم یا می خواهیم «انقلاب اسلامی» باشیم. اگر بناست انقلاب اسلامی باشیم رسالت بسیار بزرگی بر دوش داریم. یعنی ما انقلاب اسلامی هستیم و می خواهیم این فرهنگ را در سطح منقطه و جهان اسلام نشر بدهیم و قاعدتاً ثروت و قدرت خودمان را هم در سایه آن می بینیم و بر این منبا هر مقدار انقلاب اسلامی بسط و گسترش پیدا کند به طور طبیعی بر قدرت و حتی ثروت ما افزوده خواهد شد. اما اگر می خواهیم «جمهوری اسلامی ایران» باشیم رسالت اولیه و اولویت ما جمهوری اسلامی ایران است پس باید مسیر دیگری را بپیماییم و با اقتدار نظام جمهوری اسلامی و تأمین قدرت و ثروت است که به استحکام آن خواهیم رسید و هدف محوری ما هم حفظ این نظام خواهد بود. از این دیدگاه بسط انقلاب اسلامی میز منوط به پیشرفت کشور و قدرت نظام و الگوسازی آن خواهد بود. در واقع انقلاب کردیم تا به جمهوری اسلامی برسیم و دیگر نباید به گذشته رجعت کنیم. پس ما هنوز روی برخی مسائل اساسی اختلاف نظر داریم.[2]
جالب است که روحانی خود در همان سخنرانی علاوه بر بیان اختلاف خود با آیت الله خامنه ای، محل اختلاف خود با اصولگرایان را نیز به خوبی تبیین می کند: «اولویت در امنیت ملی با ثروت ملی است یا با قدرت ملی؟» و اینچنین شاخه اصولگراییِ راست از شاخه ی مدرن و تکنوکراتِ راست جدا می شود. اختلافی در فروع که پرواضح است که به مرور و با فشار اقتصادی، با دادن حق و حساب اقتدارگرایان کم سوادِ راست اصولگرا به نفع راست مدرن رفع و رجوع خواهد شد.
در واقع جمله «دنیای فردا دنیای گفتمانهاست و نه موشکها» در زمینه گفتمان حفظ نظام و امنیت ملی نه تنها جمله غلطی نیست بلکه نشان از هوشمندی نسل جدید راست گرایان و تفطن آنها به اهمیت مناسبات اقتصادی و قدرت نرم در معادلات «عصر امریکایی» کنونی دارد. اصولگرایان در میانه نزاع اصولی آیت الله خامنه ای با این جمله که از مبنای «اولویت انقلاب بر نظام» بر می خیزد، تنها به مثابه مترسکهای متحجّری عمل می کنند که واقعاً می پندارند با قدرت موشک و نه مذاکره می شود به حفظ نظام اندیشید!
حضرت آیت الله خامنه ای با اعلام اینکه «نیروهای مسلح ایران باید به مردم و مکتب انقلاب اسلامی پاسخگو باشند و نه حکومت و قدرت حاکمان» بار دیگر رایحه فراموش شده ای از سپاه و بسیج صدر انقلاب اسلامی را زنده کرد. در شرایطی که نظام جمهوری اسلامی روز به روز بیشتر پا در مسیر عرفی شدن می نهد، این واپسین خطابه های فاطمی آیت الله خامنه ای به نهیب های آتشینی بر تن نظام رو به استحاله ای می ماند که شاید تنها آیندگان را به پرسش درباره علت و دلیل این زخمها فرا بخواند. آیندگانی که شاید بر خلاف نسل دومیهای انقلاب یا همان نسل اول مدیران جمهوری اسلامی، دیگر «حضور چپ در قدرت» را پارادوکسی در کتاب اسطورهای «نهج البلاغه» تلقی نکنند.
[1] نگاه کنید به یادداشت «بادیگارد، فیلمی درباره خودآگاهی فاطمی» از همین نگارنده منتشر شده در
http://badumchi.blogfa.com/post-150.aspx
[2] سخنرانی دکتر حسن روحانی در آیین گشایش همایش «راهبرد بهره برداری از ذخایر گازی» با عنوان «ثروت ملی یا قدرت ملی؟»، منتشر شده در شماره 39 ماهنامه راهبرد، تابستان 1383، ص 7. از جناب آقای محمد شمس الدینی که این ارجاع را در اختیار بنده گذاشتند تشکر می کنم.
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد