اشاره: از ثمرات مطلب پیشین این وبلاگ این بود که ذهن عده ای از دوستان را به حرکت واداشت تا موضع خود را در برابر اینگونه تحلیلها روشن کنند.

   جناب آقای حامد نجفی به عنوان مسئول واحد فرهنگی سال تحصیلی ۸۶-۸۷ بسیج دانشجویی دانشگاه شریف یکی از این افراد بود که نقدها و تحلیلهای متفاوتی را نسبت به فضای فرهنگی کشور و به خصوص قسمت «کار فرهنگی سولار» نوشته من به روی کاغذ آورده است.

   آنروزی که نسبت به اطراف خویش بی تفاوت شدیم و سر در گریبان خودبینی فرو بردیم روز مرگ واقعی ماست. صمیمانه از حامد نجفی تشکر می کنم.

***

در ابتدا باید اشاره کنم که بررسی مسائل فرهنگی و یافتن نقطه ی ضعف ما، در پیشبرد این مساله که دوست خوبم حسین بادامچی به بررسی ان پرداخت نیازمند جداسازی اجزای یک حرکت فرهنگی و شناخت متولی هر بخش است تا با یک نگاه هوشمندانه فهمیده شود که اشکال در کجاست.به اعتقاد من فرهنگ را از آغاز تا مرحله ی اجرایی شدن و نهادینه شدن آن به 3 بخش میتوان تقسیم کرد..

   1. داشتن فلسفه، مبانی و مواد خام

   2. بسط و ترکیب این مفاهیم اولیه و ایجاد یک نظام پیشرونده ی فرهنگی و تولید محصولاتی فرهنگی متناسب با شرایط زمان و هدف گیری مخاطبین

   3. ایجاد پایگاه های اطلاع رسانی ،نشر،توزیع و... که در قالب کارهای اجرایی قرار می گیرد.

   حال باید دید متولی هر بخش کیست و ضربه ی اصلی از کجا وارد شده است و آیا به واقع شروع بحث با انتقاد از دولت و ... درست است؟

   در بخش اول، به هیچ وجه کم و کاستی وجود ندارد.و مبانی و مواد خام ازطریق وحی و توسط پیغمبر اکرم(ص) و ائمه در قالب احادیث و روایات متعدد و بعد از این بزرگواران نیز در مذهب تشیع از طریق مراجع تقلید و علمای اخلاق فاضل به درستی و به کفایت و بیشتر از آن بیان شده است.پس متولیان این بخش کار را به اعلی درجه ی خود انجام داده اند.

2. و اما تمام حرف بنده در این بخش است. اصل عقب ماندگی در اینجاست.اما متولی کیست؟.به نظر من تبیین نظام فرهنگی و وارد شدن در شرایط زمان و ساخت ابزار فرهنگی متناسب به عهده ی طلاب حوزه ی علمیه در درجه ی اول و دانشجویان واساتید رشته های علوم انسانی از قبیل جامعه شناسی،روان شناسی،علوم فرهنگی و... و درمراتب بعدی هنرمندان ،نویسندگان و... است.اما به واقع نمی توان همه ی تقصیر را به گردن این افراد انداخت.نگاهی به تاریخ نشان می دهد که به جز انقلاب اسلامی ما تجربه ی داشتن یک حکومت اسلامی را که در واقع مقدمه ای برای ایجاد نظام فرهنگی و اقتصادی مبتنی بر اسلام است را پیدا نکرده بودیم. (والبته با پیروزی انقلاب و ترور بسیاری از شخصیت های فعال حوزه در این عرصه  همانند شهید مطهری، بهشتی و...و البته درگیری بخش دیگری از نخبگان دانشگاهی متدین در مدیریت کشور و البته تحمیل جنگ ،همه و همه از عواملی بود که به نظر بنده شرایط را برای پرورش این نسل و ایجاد یک نظام فرهنگی واقتصادی سخت کرد.

3. اما جایگاه سوم که در حوزه ی اجرای نظام های فرهنگی ،سیاسی،اقتصادی،... مبتنی بر اسلام است در بخش حکومتی آن به دولت سپرده شد ودر بخش مردمی نیروهای بسیج مساجد و دانشگاه ها رهبری این بخش را به عهده گرفتند.

   توجه داریم که همین بخش نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است و صرفا به دلیل مجری بودن نباید کم اهمیت جلوه داده شود.چه انکه سیطره ی فرهنگی غرب به دلیل قوت همین بخش است.

قبل از اینکه به ادامه ی بحث بپردازم لازم می دانم نوشته ی دوست خوبم آقای بادامچی را نقد کنم. به نظر من پراکندگی در روند بیان مطالب و همچنین عدم نگاه به مبانی و شناخت جایگاه هر نهاد سبب شد ایشان نقدی غیر منصفانه و البته با وجه ی تخریب در بعضی از بخش های نوشته ی خود داشته باشند. ببینید به اعتقاد من هرکس باید جایگاه خودش را بشناسد.اساسا دولت، مجمع تشخیص و.. در جایگاه کلان و در جایگاه های خردتر بسیج مساجد و دانشگاه مسئول مرحله ی دوم نیستند.توجه کنید مثلا یک دانشجوی رشته ی مهندسی با احتساب اینکه قصد تغییر رشته به علوم انسانی را نداشته باشد جایگاهش کمک به جبهه ی فرهنگی و فضای رسانه ای و اساسا توزیع است.چرا که تولید نیاز به افراد بسیار با تجربه و پر مطالعه و نخبه دارد که کارشان این مسائل است.

   حال سوال اینجاست که این فضای آشفته از کجا شروع شد؟

   تحلیل من این است که پس از اینکه نیروهای حزب اللهی با هشدار مقام معظم رهبری متوجه تهاجم فرهنگی شدند واز طرفی زخم های ایجاد شده از سمت نظام سلطه ی غرب را بر پیکر خود مشاهده کردند.در پی التیام موضعی این زخم ها دچار عمل زدگی شدند.ما زمانی وارد تدافع در برابر تهاجم سنگین فرهنگی شدیم که هم بخشی از اندیشمندان و استادان دانشگاهی علوم انسانی ما خود دچار غرب زدگی شده بودند و هم ابزار های قوی نظام سلطه، که در مرحله ی اجرا حاكم بلا منازع عرصه نشر و گسترش تولیدات فرهنگی بودند، به عوام جامعه نزدیکتر شده بودند.

   در این حال ما بدون گذشتن از مرحله ی دوم که مستلزم گذشت زمان و تربیت افراد و ایجاد نظام های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مبتنی بر اسلام بود پا به عرصه ی عمل گذاشتیم. و به طبع نداشتن استراتژی مشخص و نظام واحد در بین بدنه ی مردمی بسیجی سبب شد که این نیروها بدون اطاق کنترل حرکت کنند و لذا این نیروی عظیم مردمی درست هدایت نشد.

   واما نیروی اجرایی دوم دولت بود و وجود پول فراوان در این بدنه، نداشتن یک نظام فرهنگی متناسب را برای ما پر هزینه تر کرد.

   اگر به ردیف بودجه ی اکثر سازمان های بزرگ و کوچک نگاهی گذرا بیندازیم خواهیم دید که بخش قابل توجهی از ان تحت عنوان بودجه ی فرهنگی سازمان نامگذاری شده است. نداشتن تعریف مشخص از نظام فرهنگی و ضعف نظارت که البته فقط  مختص بخش های فرهنگی نیست سبب شد تا این بودجه به کام مدیران سازمان ها خوش آید و آنها نیز رعایت انصاف را کرده و بودجه فرهنگی را به عنوان بودجه ی آزاد در اختیار خود به حساب آورند.

(اگر کمی بخواهید در این زمینه با جزییات دقیق تری نگاه کنید بهتر است به مصاحبه ی سید عباس نبوی با نشریه راه که در مورد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است نگاهی بیندازید تا از طرفی به جبهه فرهنگی هم کمک نموده باشید. دوستان لطفا نشریه را بخرید.قرض دادنی در کار نیست)

   حال اگر از نهاد ها و سازمان هایی که اصولا کارشان مسائل دیگری است ولی با مقوله فرهنگ از طریق خط بودجه ارتباط یافته اند بگذریم، اصلی ترین نهاد هایی که به نظر میرسد از طرف حکومت برای نشر و گسترش فرهنگ اسلامی تشکیل شده اند یکی صدا و سیما است و دیگری وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی، که البته همیشه سیبل انتقادات قرار گرفته اند.

   واقعا نداشتن یک نقشه ی جامع فرهنگی ضربات زیادی را بر ما وارد کرده، به طوری که چون دقیقاً وظیفه ی هرکس معلوم نیست زمینه ی انتقاد سازنده و پیش برنده هم کم می شود طوری که گاهی انتقادات ما انگار تنها شکایت از وضع حاظر است نه نقد آن دستگاه در پازل فرهنگی. پس بهتر است ابتدا یک پیش فرضی بکنیم و با آن پیش فرض انتقادات را مطرح نماییم.در حالت کلی هر دوی این نهاد ها اولاً مسئول شناخت دقیق محصولات فرهنگی مناسب و البته پراکنده ای است که تولید شده اند تا بتوانند نیاز جامعه را حداقل تا مدت کوتاهی پاسخ گو باشند.بخش دیگر کمک به تولید محصولات فرهنگی متناسب از طریق حمایت از تولید کنندگان این بخش و کنترل محصولات نامناسب که کم هم نیستند میباشد. وبخش بسیار مهمتر که البته همیشه مغفول مانده یا حداقل من چیزی ندیده ام، تلاش برای ایجاد اطاق ها ی تفکربرای تدوین نظام فرهنگی و خانه تکانی در فضای فرهنگی کشور است. مولفه های زیادی را می شود از این انقلاب فرهنگی برشمرد ولی ما در اینجا نمی خواهیم به این مساله بپردازیم.

   یک نکته هم بگویم وان اینکه به اعتقاد من فرهنگ عمومی مردم و نوسانات ان بیشتر متوجه صدا و سیما ست نه وزارت ارشاد.

   حال اگر با این وظایف به نقد بپردازیم اینکه مثلا وزارت ارشاد از طرق اجرایی مثل دادن کاغذ یارانه ای به کتاب ها و نشریات مذهبی کمک می نماید نه تنها زمینه انتقاد و تخریب نیست که از وظایف ارشاد است و همه ی ما میدانیم که خیلی از نشریات خوب و اثر گذار ما به همین دلایل بسته شدند انتقاد به ارشاد وارد است ولی از این جهت که در وظایف دیگر مخصوصا تلاش همه جانبه برای تدوین نظام فرهنگی کوتاهی کرده است نه از این جهت که وظیفه ی درست خود را انجام داده.

با این نگاه اگر به مجموعه های خرد مثل مجموعه های فرهنگی دانشگاه ها هم بنگریم انتقاد ما سازنده تر خواهد بود نه با وجه ی تخریب.

مشخص است که وظیفه ی یک مجموعه ی فرهنگی شناخت و توزیع مناسب تولیدات فرهنگی در دانشگاه و مطالبه از وضع مطلوب است.مخصوصا وقتی مخاطب شما یک دانشگاه فنی مثل شریف است.به اعتقاد بنده نگاه بزرگتر به این مجموعه ها تنها یک نگاه غیر واقع بینانه است.نمی توان از یک دانشجوی ترم 3 که رشته و مساله اصلی او این مسائل نیست توقع تولید محصول در مثلا ترم 6 را داشت.

   قصدم نقد واحد فرهنگی نبود و چون اقای بادامچی به این ها پرداخته بودند تنها اشاره ای کردم.

   فقط در نهایت باید گفت اینکه فردی در یک مسابقه ی دو نفر اول شود چیز خوبی است ولی یک بچه اگر در کودکی تنها راه رفتن را یاد بگیرد باید تشویقش کرد.

  البته یک نقدی هم به دولت فعلی که یک دولت اصول گرا ست به طور خاص وارد است و ان استفاده ی بدی بود (البته به نظر من) که از نسل جوان شد. آن هم با پتانسیل های بالای این نسل. در واقع به جای اینکه دانشجویان نخبه، با اخلاص و با انگیزه ی بسیجی به سمت ایجاد و تشکیل کانون ها ی تفکر که اساساً دولتی نبودن وجه ی اصلی ان است سوق داده شوند هر کدامشان را در وزارت خانه ای فرستادند و درگیر کارهای اجرایی و دست و پاگیر کردند تا اینکه  از مسیر اصلی باز ماندند.امید است در دولت بعدی اقای احمدی نژاد فکری اساسی در مورد جوانان و نحوه ی بکر گیری انان در پیشبرد سریعتر انقلاب بشود.

 یاعلی