هشدار نسبت به خلط سبک زندگی مورد نظر رهبری با life style
هشدار نسبت به خلط سبک زندگی مورد نظر رهبری با life style
لایف استایل تنها وصف زندگی مصرفی انسان پست دوره استقرار جامعه سرمایه داریست
سخنرانی کلیدی هفته گذشته مقام معظم رهبری در جمع جوانان خراسان شمالی که به اعتقاد حقیر نقطه عطفی جهت هدایت و اصلاح روند کور مدرنیزاسیون حاکم بر سیاستهای جمهوری اسلامی که توسط تکنوکراتهای توسعه گرا و محافظهکاران ظاهراً اصولگرا دنبال میشد، بود برخی از نیروهای انقلابی که پیش از این بر مفهوم لایف استایل (life style) تمرکز یافته بودند را بر آن داشته که تمام سخنرانی کلیدی رهبری را به پروژه مورد نظر خود تأویل برند و مسأله را به مفهوم مدرن سبک زندگی تقلیل دهند.
توجه به این نکته لازم است که چارچوب کلی بحث ایشان «بحث مفهوم پیشرفت» است و توجه به سبک زندگی در کنار کلیدواژههای مهمی نظیر رفتار اجتماعی، شیوه زیستن، فرهنگ زیستن، خردورزی/اخلاق/ حقوق و نهایتاً مکتب و ایدئولوژی در چارچوب کلی طرح مفهوم پیشرفت اسلامی تمدن و نقد مفهوم متعارف توسعه مطرح شد. سخنرانی هفته گذشته آیت الله خامنهای طرحی کلیدی است که کل دستگاه معرفتی تکنوکراتهای سکولار به ظاهر انقلابیِ صاحب نفوذ در کل سیستم حاکمیتی و اجرایی و سیاستگذاری را به چالش میکشد و به جای طالبان مداوم توسعه اقتصادی و علمی و فناوری که با ساختن بتهای اقتصاد، علم جهانی و تکنولوژیهای روز و اشاعه آن در اسناد بالادستی و سیاستهای کلان نظام، مانع اصلی ظهور گفتمان اصیل انقلاب اسلامی بودند، از نسل پیشگامانی نو سخن میگوید که دغدغه جامعه، فرهنگ، مقابله با سکولاریسم و ایدئولوژی اسلامی سرتاپای وجودشان را پر کرده و خواسته شان نه همچون کشورهای مفلوک شرقی چین و ژاپن و هند، رسیدن به لاشه تمدن مدرن که تحقق تمدنی نوین در عینیت اجتماع و زندگیست که نهایتاً ابزارها و روبناهای متناسب خویش را هم بوجود خواهد آورد.
در این میان آفت اصلی تقلیل این بحث بنیادین به بحث از لایف استایل است که متأسفانه توسط برخی تکرار میشود. در این خلاصه تلاش دارم تا چند تفاوت اصلی میان لایف استایل و سبک زندگی مورد نظر رهبری را مطرح کنم:
1) لایف استایل مفهومی متأخر در جامعهشناسی و مطالعات فرهنگی است که با پایان یافتن مباحث بنیادین بر سر معنای مدنیته، انسان، علم و خرد، ارزشهای انسانی و ایدئولوژی سعادتبخش بشری در سالهای استقرار کامل نظام لیبرال-سرمایهداری و درون مفهوم «جامعه مدنی» معنا مییابد. لایف استایل زندگی روزمره انسان مدرنی است که در جهان بسیار کوچک شده جامعه مدنی زندگی میکند و چیزی فراتر از آنرا متصور نیست.
در واقع سرمایهداری با بزرگ کردن حوزه خصوصی و تعاملات روزمره اجتماعی برآمده از حوزه خصوصی در جامعه مدنی عملاً حوزه عمومی جامعه را به قلمروئی نادیدنی و دور از دسترس مبدل کرده که عملاً به ندرت موضوع توجه و اندیشه شهروندان جامعه مدنی قرار میگیرد. جامعه مدنی فضای اجتماعی بسط یافتهی قلمرو خصوصی با همان دغدغه های نازل و پست مدرن است که با رشد سرمایهداری عظمتی به اندازه فروشگاه های بزرگ خرید، شهربازی های چندهکتاری، هتلهای مجلل و مراکز تفریحی غول پیکر یافته و تمام اندیشه های بزرگ بشری را به حاشیه امور غریزی نازلی چون خوردن و آشامیدن و پوشیدن و تفریح و ورزش و رسانه های تودهای پس زده است. لایف استایل تنها درون جامعه مصرفی دوره متأخر سرمایه داری معنا دارد، دوره ای از تاریخ جمعی حیات بشری که شاید از حیث تقلیل انسان به حیوانی مصرفکننده و البته رقابتکننده، در کل تاریخ بیسابقه باشد.
2) بر این اساس وقتی از لایف استایل سخن می گوییم تمام زیرساختها و مفاهیم مربوط به حوزه عمومی را نادیده انگاشته ایم و اینها از قضا همان چیزهاییند که در آن سخنرانی مورد تکیه و تأکید بودند. لایف استایل مملو از فردگرایی انسان مدرنی است که هیچ از سیاست و اقتصاد و علم و فلسفه نمیداند و هرچه پیرامون خویش مییابد ابزاری مستقیم یا غیرمستقیم برای مصرف تلقی می کند. دانشگاه از نظر او یعنی آموزش یا ارتقا؛ اقتصاد یعنی محل بدست آوردن پول؛ سیاست یعنی مجرای تنظیم امکانات و قوانین مصرفی؛ هنر یعنی فریب و اغوا؛ علوم انسانی یعنی مهارتهایی برای فروش و تبلیغات؛ و ... هرچیزی در این گفتمان معنایی سرمایه دارانه دارد. حتی کتاب در این گفتمان نه محمل تفکر و اندیشه که مجموعه اطلاعات و مهارتهایی برای زندگی در جامعه مصرفی است. تا به حال فکر نکرده اید که چرا کتابهایی مثل قورباغه را قورت بده، کتابهای برایان تریسی و امثال آن یا فنون دوست دختر پیدا کردن اینقدر زیاد شده و تازه احمقهایی در مملکت ما با ترویج این کتابها فکر می کنند آمار مطالعه مردم را دارند افزایش می دهند؟!
3) لایف استایل متعلق به دوره پایان ایدئولوژی است. این نقطه ایست که دکتر کچوئیان پیش از رفتن به انگلیس و درگیر شدن با فوکو خوب در کتاب پایان ایدئولوژی بیان میکند. این درحالیست که بحث ما تازه آغاز و احیا و بسط ایدئولوژی است و این چیزی است که مورد تأکید رهبر انقلاب هم قرار گرفت. گرچه در دوره 16 ساله کارگزارن و اصلاحات گامهای بزرگی برای ایدئولوژیزدایی و تأسیس جامعه مدنی در ایران انقلابی برداشته شد اما ندای شریعتی در این کشور خاموش نشدنی است، هرچند در حاشیه ندای پرخروش سروش که از سازش با غرب و خزیدن به دامن عرفان فردی میگفت بسیار کمرنگ گشت. به هرحال آن سبک زندگی و فرهنگی که مورد نظر ایشان بود ریشه در ایدئولوژی و عقلانیت عملی دارد و حال آنکه چیزی که امروز توسط جامعه شناسانی چون گیدنز و بوردیو و اصحاب مطالعات فرهنگی گفته می شود یا بازنمایی هویت خودساختهی شهروندان سرکوب شده جامعه مدنی امریکایی است و یا بازتاب عادتواره های ساختاری و طبقاتی جامعه متصلب فرانسوی و هرگز نسبتی با اندیشه ها و آرمانهای بنیادین نهفته در ایدئولوژی و جهانبینی نمییابد.
نهایتاً اینکه سبک زندگی مورد نظر مقام معظم رهبری موضوع دانش اجتماعی است اما نه آنچه مقلدانه در دانشکده های علوم اجتماعی تدریس میگردد که گاهی جامعهسنجی است و گاهی مطالعات فرهنگی و گاهی جامعه شناسی کلاسیک و گاهی فلسفه غرب و گاهی آسیبشناسی اجتماعی و گاهی ... تصور حقیر بر اینست که کانون تفکرات حوزهی معرفتی یا دانش اجتماعی ای که میتواند درباره این موضوع بیندیشد، مسأله «دین، عقل و تشکیل جامعه» است که گرچه ردپایی از آن در برخی مباحث جامعه شناسی کلاسیک یا حوزه های از جامعه شناسی دین به چشم می خورد بیش از همه موضوع تأملات دوره های اولیه نظریه اجتماعی مدرن است. موضعی که پیشتر رفتن از رویکردهای پیشا ۵۷یِ صرفاً نقادانه غرب و حرکت به سمت نظریهپردازی دینی معطوف به نیازهای آتی انقلاب اسلامی را طلب میکند.
یاعلی
پی نوشت:
شماره پنجم مهاجر با موضوع انتخاب رشته منتشر شد.
در این شماره می خوانید:
- چه کسی رشته مرا انتخاب کرد؟/ بحثی درباره جامعه شناسی انتخاب رشته دانشگاهی/ محمدحسین بادامچی
- انگیزه های انتخاب رشته/ تأملی روانشناختی بر انگیزه های انتخاب رشته/ وحید ضرغامی
- مسأله همه و مسأله هیچکس/ در جستجوی متولی مقوله انتخاب رشته و هدایت تحصیلی در حاکمیت/ محمد حسین بنا
- باغ بی درخت علوم و بته های بی ریشه/ تحلیلی درباره هندسه معرفتی علوم/ پوریا علیمردانی
- من هم مثل همه مفیدم/ روایت انتظار ناکام دانشجویان از نظام دانشگاهی/ محمد قائم خانی
- تغییر رشته به MBA مفرّ یا ضرورت؟/ نقدی بر جریان حرکت دانشجویان به رشته مدیریت/ رشید قانعی
- جای خالی مأموریت گرایی/ مأموریت گرایی روح گمشده تحصیل دانشگاهی/ سیدعلی روحانی
- اندر مهجوریت علوم انسانی/ دلایل روش شناختی رونق علوم طبیعی و مهجوریت علوم طبیعی/ نیما نریمانی
- علوم انسانی خدمتکار دنیای فنی و مهندسی/ وجیزه ای در تبیین اتحاد ماهوی علوم انسانی موجود و علوم مهندسی/ جواد درویش
و در بخش بازتاب:
- پژوهش بومی را دانشگاهیان ما اصلاً قبول ندارند/ مصاحبه با دکتر رضا منصوری درباره نسبت علم بومی و نظام ارتقا مبتنی بر مقالات آی اس آی
- مابعدالمصاحبه/ آیا راه علم بومی از ISI می گذرد؟ / حسن نیلی
پی دی اف نشریه را از اینجا دانلود کنید.
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد