افاضات انتخاباتی/ برداشت ششم: با بهتی عمیق به نظاره رفتار تو نشسته ام ای نخست وزیر محبوب امام!
1) آقاي موسوي گيرم كه سياستهاي اقتصادي و شيوه مديريت احمدينژاد و طرز بيان او را نمي پسنديدي آيا اين دليل بود كه او را رمال و كف بين و دروغگو بداني و تهمت بزرگ تقلب 11 ميليوني را به او ببندي؟
2) گيرم كه احمدي نژاد را دروغگو و خائن بداني آيا اين دليل است كه آيت الله جنتي را چون حامي اوست خائن در رأي ملت و متقلب معرفي كني؟
3) گيرم كه جنتي را هم دروغگو و متقلب و خائن مي داني آيا دليل مي شود كه قانون اساسي را -كه مرجع رسيدگي به شكايات را شوراي نگهبان مي داند- دور بزني و قبل از رجوع قانوني مردم را به خيابان -و خودمانيم، شورش !- دعوت كني؟
4) برادرم آقاي ميرحسين موسوي، گيرم كه بند مربوط به شوراي نگهبان را قبول نداري آيا دليل ميشود كه بند ديگر قانون اساسي را كه رهبر را فصل الخطاب مي داند قبول نداشته باشي و حال آنكه اصل بيست و هفت را قبول داري و مداماً تكرار مي كني؟
5) گيرم كه اصلاً كليت قانون اساسي را قبول نداري آيا دليل ميشود كه ولي فقيه ملت را كه فراتر از قانون اساسي اطاعت از او واجب است چون تنها رأي تو را نپذيرفته متقلب و دروغگو بپنداري؟
6) اصلاً گيرم كه نه قانون اساسي را قبول داري و ولايت فقيه در چارچوب آنرا و نه ولايت فقيه فراي قانون اساسي را. آيا حجتي داري كه سيدعلي خامنه اي يار محبوب امام و مرجع تقليد بسياري از مؤمنين را دروغگو معرفي كني؟
7) آقاي موسوي گيرم سيدعلي هم دروغگو آيا هيچ علقه اي به نظام جمهوري اسلامي داري كه متوجه شوي تمام ضد انقلاب و اپوزوسيون برانداز پشت تو سنگر گرفته اند تا مثل شغال به جان اين نظام بيفتند و تمام دشمنان قسم خورده خارجي چشم اميد به تو بسته اند كه شايد مشروعيت نظام را به چالش بكشند يا شايد از طريق تخريب ولايت فقيه و قانون اساسي راه اصلاحات امريكايي را باز ببينند؟
8) گيرم كه اهميتي هم براي جمهوري اسلامي قائل نيستي آيا وطن دوست نيستي تا كمين دشمنان استقلال اين ملت را در شرق و غرب كشور ببيني و حداقل سابقه دوستي با انگليسيها را به خاطر بياوري و كشور را با تضعيف امنيت آن در خطر هجوم بيگانگان قرار ندهي؟
9) اصلاً گيرم كه اهميتي نميدهي كه اينچنين اعتراضات شورش گونه تو طمع دشمنان به خاك اين كشور را برمي انگيزد آيا مسلمان نيستي كه پنهان شدن دشمنان دين و آتش زنندگان مسجد را در ميان حاميانت ببيني و آيا انسان نيستي كه اختفاي قاتلين مردم بيگناه را در ميان هوادارنت ببيني تا شايد حداقل از آنها اعلام برائت كني يا از هوادارنت بخواهي كه با آشوبگران برخورد كنند...
آقاي مهندس ميرحسين موسوي اين درد را با خود به كجا ببرم كه رفتار شما را با حداقل عقلانيتها قابل تحليل نمي بينم و ديدگان شما را در ميان دود آتش عصبانيت و گوشهاي شما را در ميان هياهيوي پايكوبي شياطين انس و جان بسيار تنگ نظر و نارسا مي يابم و در بهتي عميق فرو رفته ام؟
و امّا جناب مهندس گيرم كه هيچكدام از آنها را كه گفتم نمي داني اما ايكاش مي دانستي كه داري با قلب و ذهن و ايمان هواداران خود چه مي كني. ايكاش مي دانستي كه حاميانت را هم به همان سرعتي كه خود در حال سقوطي به دنبال خود مي كشي و روند ناداني و بي منطقي و بي اعتقادي تدريجيِ عجيب فوق الذكر را به سرعت به حاميانت كه كوركورانه طناب اطاعت تو را به گردن انداخته اند منتقل مي كني تا نمي دانم پاسخ صاحب اين دنيا را در آن دنيا چگونه خواهي داد...
و اينها همه عبرتي است براي ما تا عاجزانه با خداي خود بگوييم:
خدايا چنان كن سرانجام كار/ تو خوشنود باشي و ما رستگار
ياعلي
پی نوشت:
- این نوشته سرمقاله مسیح مهاجری حامی سرسخت سابق میرحسین است که او را به تبعیت از ولایت میخواند (لینک)
- این هم اظهار نظر جالبی است درباره فیلم منتشر شده ندا (لینک)
- این نامه آیت الله حائری شیرازی هم به آیت الله خامنه ای بسیار خواندنی و در شرایط سخت فعلی بسیار امیدبخش است (لینک)
