بعد از سه قسمت قلم فرسايي و طفره رفتن از پرداختن به اصل مطلب بايد بگويم در پاسخ به اين سؤال فيل افكن
- آنچه مي دانستم كه مي دانم همينها بود كه نوشتم. در يك كلام اينكه «خانه از پاي بست ويران است...»
- آنچه مي دانم كه نمي دانم عملاً پاسخ مستقيم همين سؤال است. هنوز هم هر روز به آن فكر مي كنم و اوضاع را با خود مرور مي كنم. شايد چند سالي يافتن پاسخ طول بكشد. شايد كمتر شايد بيشتر!
- آنچه نمي دانم كه مي دانم هم بعيد مي دانم چيز دندان گيري باشد و الا تا حالا دانسته بودم كه مي دانمشان!
- اما اصل مشكل سر آنهايي است كه نمي دانم كه نمي دانم ولي بايد بدانم. كليد حل مسأله در همينهاست.
حالا آدمي زاد چه مي تواند بكند اگر كليد قفل زندگي اش جزو چيزهايي باشد كه نمي داند كه آنها را نمي داند. آنوقت تمام زندگي اش را بر سر آن مي گذارد كه با آن چيزهايي كه مي داند كه مي داند به دنبال آن چيزهايي بگردد كه مي داند كه نمي داند اما آخر سر دو حالت براي او پيش مي آيد:
- يا هر آنچه مي دانسته نمي داند تبديل مي كند به آنچه حالا مي داند كه مي داند اما باز عمر خود را تلف شده مي يابد
- يا با هر آنچه مي دانسته كه مي داند نمي تواند تمام آنچه را مي داند كه نمي داند تبديل به چيزي كند كه مي داند كه مي داند و ول معطل مي ماند
هر دوي اينها مشكلشان در آن چيزهايي است كه نمي دانند كه نمي دانند با اين تفاوت كه شايد دومي قفل را يافته و كليد را نيافته اما اولي حتي قفل را هم نيافته!
اول بايد خدا را شكر كنم كه قفلي در زندگي دارم كه حتي اگر آن قفل اصلي نباشد باز بهتر از زندگي پوچ بي قفلاني است كه عادت كرده اند به توهم دانايي و اينكه هر روز در بين دوستانشان راه بيفتند و آنها اينها را تأييد كنند و اينها آنها را و شب هم آسوده و راضي به خانه برگردند. خدايا آيينه هايت را از ما مگير.
دوم اینکه باید بگویم در هر حال وقتي مشكل كسي در چيزي باشد كه نمي داند كه نمي داند فقط خدا مي تواند كمكش كند و بس. تذكري سرگردان كه ناگهان از گوشه اي، من حيث لا يحتسبي، به گوش دلت مي رسد يا بلائي مهيب كه ناگهان هشيارت مي كند. البته همه اينها به شرطي است كه منتظرش باشي. شايد تا حالا چند بار send –َش كرده و هربار به delivery report هايش بي صبرانه نگاه مي كند تا شايد يكي از آن همه pending ها روزي delivered شود. بياييد انقدر offline نباشيم.
ياعلي
پی نوشت:
۱) لیست کامل آنچه یکسال در نظر سوم نوشتیم. با اندکی توضیحات برای هر مطلب.
۲) این هم مقاله ای درباره آفات اخلاقی ناخواسته اینترنت
