تبليغاتX
سوتک! - آیا حزب اللهی ها اعتدال را خواهند آموخت؟! (یک نقد درون گفتمانی!)
خانه هایتان را در دامنه کوه آتشفشان بنا کنید/ شهید آوینی به نقل از نیچه

(حرف امروز من، شايد متفاوت با حرفهاي قبليم!)

از روزي كه جناب آقاي احمدي نژاد با رأي ملت به عنوان اولين رئيس جمهور كاملاً اصولگرا، حزب اللهي، انقلابي، پيرو خط امام، مخالف هر نوع سازش، حامي مستضعفين و ... انتخاب شد، تقريباً 2 سالي مي گذرد. آن روزي كه جناب دكتر رأي آوردند تمام عناصر حزب اللهي و بسيجي كه سنگ ولايت به سينه مي زدند و با تحليلهاي برگرفته از اسلام ناب خود چند رييس جمهور قبلي (از بني صدر گرفته تا خاتمي) را با سنگ ترازوي بي شبهتشان مصداق انحراف و ضلالت معرفي مي كردند، همگي متفق القول بودند كه دوران بازگشت به آرمانهاي انقلاب فرارسيده و جنگ فقر و غنا دوباره آغاز شده و روح رجايي در كالبد احمدي نژاد بازگشت نموده و...

   امّا خب... در هميشه به يك پاشنه نمي چرخد!... امروز كه يک وقت اساسي گذاشتم و تعداد زيادي از وبلاگهاي عزيزان حزب اللهي را از بالا تا پايين ورانداز كردم، چيزهاي بسيار جالبي ديدم. موضع گيريهاي رفقا كم كم در حال زاويه پيدا كردن است و اختلافات كم كم خود را نشان مي دهند... تفسيرهاي متعدد از سخنراني هاي اخير آقا و ادعاهاي متعدد دوستان در كشف زواياي خفيه ي كلام ايشان و مصداق يابي ها و تلاش براي تاييد گرفتن براي تفاسير شخصي از جديدترين گفته هاي رهبري(به خصوص در بحثهای مربوط به دولت آقای احمدی نژاد) و مواجهه با خط كش هاي عجيب و غريبي كه خيلي ها ادعا مي كنند با خواندن چند كتاب و سايت و تورق صحيفه امام تونسته اند توليد كنند و با استفاده از اين خط كشها آدمهاي ريز و درشت را متر كنند و بعد از دسته بندي با برچسب هايي نظير مزدور بيگانه، جريان نفاق، ليبرال، سكولار مسلك، كاخ نشين، مسامحه كار، سازشگر، غير انقلابي، سهم خواه، باج گير، باندباز، رانتخوار و ... روانه ي افكار عمومي بفرمايند!

   شايد خواننده اين نوشته كمي تعجب كند، چرا كه خود من تا مدتي قبل از كساني بودم كه كم يكطرفه و صفر و يكي به افراد و انديشه ها نگاه نمي كردم (شايد تا دو ماه پيش) اما خب مدتي بود كه در صدد تصحيح نگاه خودم بودم. تا اينكه امروز با گشتي در وبلاگهاي رفقاي حزب اللهي يا شايد بهتر باشد بگويم فراحزب اللهي تازه با عمق و ابعاد مسأله آشنا شدم!

     عمده موارد مورد اختلاف اساسي در بين اقشار بسيجي عبارتند از: بحث حمايت از دولت و شخص آقاي احمدي نژاد، اشخاصي مثل خوش چهره و عماد افروغ و محسن رضايي و دكتر قاليباف، شخص آيت الله هاشمي رفسنجاني، برخورد با جناح اصلاح طلب و كارگزار و به قولي باند مهدي هاشمي، سياست خارجي و به خصوص رابطه با امريكا، بحثهاي سنت و مدرنيته و تجدد، بحث عملكرد صدا و سيما و وزارت ارشاد و...

   نفس وجود اختلاف به هيچ وجه بد نيست و بلكه باعث محكم شدن پايه هاي انديشه و باورهاي افراد مي شود، اما آنچه نگران كننده به نظر مي رسد اينست كه در شرايط فعلي در ميان قشر حزب اللهي جبهه ي جديدي از انتقادها به خصوص در حوزه ي عملكرد دولت در حال شكل گيري و گسترش است، به گونه اي كه به تدريج تعيين حدود و ثغور و معيارها و اصول نقد براي اين جبهه آسان نخواهد بود. براي اين عده به تدريج روزنامه كيهان كه زماني منبع اطلاعاتي و تريبون حزب اللهي ها بود روزنامه دولتي و ارگان حكومتي خوانده مي شود. بسيج كه به گفته امام شجره طيبه است و به فرموده مقام معظم رهبري مفتخر به ارتباط تشكيلاتي با سپاه به عنوان تشكيلات حكومتي ياد مي شود. نوك پيكان تيز حملات آنها به سوي تنها نهاد ديني دانشگاه يعني نهاد رهبري و شخص نماينده است (هرچند من خود نيز انتقادات فراواني به عملكرد نهاد دارم امّا منظورم روش نقد و نحوه عمل آنهاست) جالب اينجاست كه شخصي چون عماد افروغ كه به علت انتقادات تند و بي محابا عليه دولت توسط عده اي از همين قشر تا عرش الهي بالا برده مي شود توسط عده ي ديگري از همين قشر به جرم مصاحبه اي كه با فارس انجام داده و به قول جنا شریعتمداری گرفتار سهواللسان(!) شده، تا حد تكفير خوار و ذليل مي كنند. اين عده ادعا مي كنند كه اطلاعات كاملي از سوابق افراد دارند و با اين اطلاعات صحيح يا غلط هروقت كه اراده مي كنند شخصي از مسئولين مملكتي يا افراد مطرح جامعه را لجن مال مي كنند. يكي از ويژگي هاي بارز اين طيف اينست كه اخلاق و معنويت جايگاهي در گفتمان آنها ندارد و چيزي به اسم «غيبت» نمي شناسند. ويژگي بارز ايشان اينست كه هركدام ادعايي دارند كه كوه را متلاشي مي كند و عيب خودبيني و عجب و حجاب دانايي ايشان را گرفتار كرده است و جلوي ديدن حقايق را مي گيرد. انتقاد و رد نظر رهبري را هم جايز مي دانند(البته با استناد به سخنان خود آقا) و البته كمي در مورد شخص آقا رودربايستي دارند و الا به خاطر برادر و شوهرخواهر جناب سيدعلي خامنه اي ايشان هم پتانسيل فوق العاده اي در لجن مال شدن حيثيتي توسط اين عده دارند!

   مجله راه (سوره سابق) از مهمترين تريبونهاي اين قشر است. البته اگر زماني مي شد اين عده را با عبارت تشكل جنبش عدالتخواه محدود كرد، ديگر اين گفتمان به قدري رشد سرطاني كرده است كه هيچ حدو مرزي نمي توان براي آن قائل بود و كم كم زمزمه هاي به اصطلاح «نقد» (بخوانید لجن مال کردن!) وحيد جليلي و حيدر رحيم پور ازغدي هم به گوش مي رسد.

   اينجاست كه بايد بگوييم به قول محمد كشوري تاريخ تكرار مي شود! اوايل انقلاب هم عده اي جوان تند و تيز كه بعدها نام دانشجويان پيرو خط امام و جناح چپ و سپس دوم خردادي و اصلاح طلب را به خود گرفتند، همين وضع را داشتند. از هر سخنراني امام براي تأييد خود بهره برداري مي كردند، خود را مدعي پيروي و اطاعت بي چون و چراي امام مي دانستند و بقيه (جناح راست) را مشتي ابله و خارج از نظام مي دانستند تا جاييكه در انتخابات مجلس سوم (اگر اشتباه نكنم) با به كار بردن لفظ اسلام ناب براي خود و اتهام اسلام امريكايي و سرمايه داري به جناح راست اكثريت مجلس را به دست آوردند و هيچ ابايي از چنين تعابيري نداشتند. لازم است به همين دوستان فوق الذكر يادآوري كنيم كه همين دوم خرداديهاي منحرف منافق (از نظر شما) همگي دوران جواني كاملاً مشابه شما داشتند و خود را سرباز فدايي اسلام و انقلاب مي دانستند (اين حرفي است كه بارها و بارها پدرم به من زده و من باور نمي كردم تا اينكه بالاخره دو زاري كج ما هم افتاد!)

   البته براي اينكه دوستان بعداً مچ نگيرند بايد بگويم كه الحق و الانصاف بدون در نظر گرفتن افراط و تفريطها و شيوه هاي اشتباه اين عده در نقد و مطالبه، ايده آلها و گفتماني كه توسط اين عده طرح مي شود به آرمانها و گفتمان انقلاب بسيار نزديك است و زنده نگه داشتن آن به هر شكل واجب است و وظيفه تك تك ماست به شرطي كه يك طرفه و صرفاً براي زير سوال بردن افراد و به قصد تخريب و نه به قصد آباد كردن از آن استفاده نشود. همانطوركه بارها در جمع هاي دوستانه نيز گفته ام هرچند آقاي جليلي و ياران او گاهي در سوره (راه) راه افراط مي پيمايند و عملشان منجر به تضعيف نظام، يأس آفريني يا تكميل پازل دشمن مي شود اما با اين وجود در حال حاضر تنها نشريه ايست كه گفتمان امام و انقلاب را كجدار و مريز زنده نگه داشته و از اين جهت شايسته تقدير و تحسين بسيار است.

 

خداوند انشاالله همه ما را از قضاوتهاي عجولانه وناصحيح حفظ كند.

ياعلي

نوشته شده توسط محمد حسین بادامچی در ساعت 13:58 | لینک  |